بـــــــی وفـــــا

مــن به انــدازه چشمان تو غمــگـین مانـــدم و به انـدازه هر بــرق نگاهــت نگــران /تـــو به انـدازه تنــهایـی مــن شــــاد بمــان

آمد و رفت

ســـلام دوستــــــآی گلــــــــــم...خوبیــــــن؟؟ خــــــب امیدوارم که همیـــــشه شـــــاد و ســرحال بــــاشین.دوستــــــای عـــزیزم ایـــن شــــعر جالب و قشنگـــــیه البته به نظرمن...! خوشحــــال میــشم بخونیــــد و نظرتــونـــو
بگیــــد
مــــــر ســـی از لطـــــــف همــــتون

***********************************

آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
آمد و بنشست و، آشوبی بپا
در میان دودمانم کرد و رفت
آمد و روئی گشود و، شد نهان
نام خود، ورد زبانم کرد و رفت
آمد و او دود شد، من شعله ای
در وجود خود، نهانم کرد و رفت
آمد و برقی شد و، جانم بسوخت
آتشین تر، این بیانم کرد و رفت
آمدو آیینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت
آمد و قفل از دهانم بر گشود
چشمه ی آب روانم کرد و رفت
آمدو تیری زد و، شد ناپدید
همچنان صیدی نشانم کرد و رفت
آمد و چون آفتی در من فتاد
سر به سوی آسمانم کرد و رفت


[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 19:42 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(3) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران