بـــــــی وفـــــا

مــن به انــدازه چشمان تو غمــگـین مانـــدم و به انـدازه هر بــرق نگاهــت نگــران /تـــو به انـدازه تنــهایـی مــن شــــاد بمــان

بی وفا رفتی؟؟

 

بی وفا ، رفتی؟

حرفهای آخرت را زدی و رفتی ؟

میگذاشتی من نیز حرفهایم را برایت بگویم

لحظه ای صبر میکردی تا برای آخرین بار چشمهایت را ببینم ،

حتی اگر شده در خیالم دستهایت را بگیرم

چه راحت شکستی دلم را ، حتی نشنیدی یک کلام از حرفهایم را ،

چه راحت پا گذاشتی بر روی دلم ،حالا من مانده ام و تنهایی و یک دریای غم

چه آسان دلکندی از همه چیز ، نه دیگر بی تو در این دنیا جای من نیست

به جا ماند خاطره های شیرین در لحظه های با هم بودنمان و همه ی این خاطره ها در یک لحظه بر باد رفت

صبر میکردی اشکهای روی گونه ام خشک شود و بعد میرفتی ، حتی تو برای آخرین بار هم که شده آرامم نکردی

گفتی خداحافظ و رفتی ، چقدر تو بی وفا هستی.
 
 
 
(مطلب از دوست خوبم آقا بهروز)
 

 


[ جمعه 06 مرداد 1391 ] [ 23:47 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(4) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران