بـــــــی وفـــــا

مــن به انــدازه چشمان تو غمــگـین مانـــدم و به انـدازه هر بــرق نگاهــت نگــران /تـــو به انـدازه تنــهایـی مــن شــــاد بمــان

ازم گــــــرفـت ((مریـــم حیــدر زاده))

 

سرنوشت بديه اول جاتو ازم گرفت

صبح فردا شد ديدم رد پاتو ازم گرفت

تا مي خواستم به چشماي روشنت نگا كنم

مال ديگري شدي و چشاتو ازم گرفت

تو رو جادو كرد يكي با يه چيزي مثل طلسم

اثرش زياد بود و خنده هاتو ازم گرفت

تو با من حرف مي زدي نگات يه جاي ديگه بود

خدا لعنتش كنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت

لحظه هات يه وقتايي مال دوتامون مي شدن

اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت

خيلي وقته سختمه ديگه تنفس بكنم

يه جور عجيبي انگار هواتو ازم گرفت

خدا دوس نداشت بيام پيشت كنار تو باشم

باورت نمي شه حس دعاتو ازم گرفت

دست روزگار چه قدر با من و آرزوم بده

لحن فيروزه اي مريماتو ازم گرفت

سلامت ، خداحافظيت عزيزماي نقره ايت

حرف آخر ، به امون خداتو ازم گرفت

تو حواس واسم نذاشتي چه كنم از دست تو

اشتباهم بهترين جمله هاتو ازم گرفت

نمي خواد بپرسي چي ، خودم دارم بهت مي گم

تو يه خط خوردگي دنيا ،‌ صداتو ازم گرفت

يه كم از برگشتن قشنگتو وقتي گذشت

يكي اومد و يه ذره وفاتو ازم گرفت

 

 

[ سه‌شنبه 25 مهر 1391 ] [ 19:54 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(1) ]

خـــــــاطرات کـــــودکی!

خاطراتــــ ـــ ـ کودکیـم را ورق می زنــــ ـــ ـم

و یک به یک ، عکسها را با نگاهــــ ــ ـم می نوشم


عکسهـای دوران کودکیــ ـ ـم طعـــــم خوبـی دارنــد

[ پنج‌شنبه 20 مهر 1391 ] [ 22:09 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(1) ]

خبــــــــــــر....((بهترین شعری که تو عمرم شنیدم))

 

خـــبر به دورترین نقطه ی جهان برسد
 
نخواست او به منٍ خسته بی گمان برسد
 
شکنجه بیشتر ازاینکه پش چـــشم خودت
 
کسی که سهم تــــو بوده به دیگران برسد
 
رهاکنی بـــــرود،ازدلــــت جدا باشد
 
به آنکه دوستش داشته به آن برسد
 
رهاکنی بــــروند دوتــا پــــرنده شوند
 
خـــــبر به دورترین نقطه ی جهان برسد
 
گلایه ای نکنی؛ بغـــض خویش بخوری
 
که هق هق تو مبادا به گوشــشان برسد
 
خـــــدا کند که.......!
 
نـــه؛ نـــفرین نمیکنم که مبــــادا
 
به آنکه دوستــش دارم زیـــان برسد!
 
خـــدا کند فقط این عشــق از سرم برود
 
خـــدا کند که فقط آن زمان زودتر برسد

 

[ سه‌شنبه 18 مهر 1391 ] [ 21:05 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(3) ]

نمی تونـــــم

 

مگه از م چیزی مونده که بخوام فدات کنم من؟
 
همه دلخوشم تو بودی حالا هم رهات کنم من؟
 
همش ازتو مینوشتم،،چون که زندگیم تو بودی
 
واسه ی تنها نبودن تنها آرزوم تو بودی
 
نمیخوام باور کنم که،،، باید بی تو من بمونم
 
خودتو جای من بزار،،بفهم که من نمیتونم
 
بفهم که من نمیتونم...

 

[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 12:55 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(2) ]

دست به قلـــــــــــــم

تا دست به قلــم میبرم
تــــو تمام واژه ها میشوی
.
.
.
با یک واژه
من چگونه خط خطی کنم تو را؟؟؟

[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 16:53 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(4) ]

بــدون شـــــرح

[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 20:07 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(1) ]

حقیـــــقـت

 

دلتنگی های آدمی را باد چون ترانه ای می خواند
رؤ یاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند
سکوت سرشار از حرفهای نگفته است
از حرکات نا کرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 20:04 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(3) ]

خــــــــداونــــدا!

خداوندا!
من اگر بد کنم تو را بنده خوب فراوان است
ولی تو اگر مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟

[ جمعه 07 مهر 1391 ] [ 14:21 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(0) ]

جمـــعـــــــــه


آدمهاي کنارم مثل " جمعـه " مي‌مانند ...
معلوم نمي‌کند " فـرد " هستند يا " زوج "

پُـر از ابهـامنـد

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 21:56 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(3) ]

!؟

 

انگشتت فقط جای یک حلقه دارد...
دلــــــت را
دست به دست میکنی برای چه
؟؟؟

 

[ دوشنبه 03 مهر 1391 ] [ 15:14 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(2) ]

صفحه قبل1...678910...18صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران