خداحافظِ تـــــو
خــــداحـــافـــظ...
آخرین کلامی که از تـــو شنیدم
و باز قصهی تـــلخ جاده و آن راه بلند...
که تــــو را از خلوت من می ربود
آسمـــان می گریست
شیـــشه ها می گریستند
و من مبهوت رفتنت
در پس شـــیشه های مه آلود
بغــــض دردناکم را بلعیدم
دیـــوانه وار خندیدم
و تــــــــو را بـــدرقه کردم...
[ شنبه 11 آذر 1391 ] [ 23:52 ] [ unfaithful ]
[ ارسال نظر(1) ]
