بـــــــی وفـــــا

مــن به انــدازه چشمان تو غمــگـین مانـــدم و به انـدازه هر بــرق نگاهــت نگــران /تـــو به انـدازه تنــهایـی مــن شــــاد بمــان

درخت خیال...*مطلب ارسالی ازپیمان گلچین فر*

در انتهای بن بست خیالم

آنجا که ظلمت شب غوغا میکند

درختی روییده ست

نمیدانم چرا بی برگ و پژمرده ست

نمیدانم چرا خشک است

چرا خشکیده و زرد است؟؟؟...

شاید در انتظار نوشیدن قطره آبی

شاید در انتظار تابش خورشید مانده ست

شایدم کِرمی ریشه اش را طناب تاب خود کرده ست...

((پیمان گلچین فر))


+واقعا زیبا و خیالی بوود...متشکر


[ جمعه 05 آبان 1391 ] [ 22:41 ] [ پیمان گلچین فر ]

[ ارسال نظر(0) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران