سکوت
سکوتم ساکت است و خواب من بی خواب مانده
دلم دریا ولیکن چشم من بی آب مانده
به راهی بسته ام چشمم ، غرورم بسته است اشکم
چون اینجا مرده ام ، روحم چنین بی تاب مانده
سرا پایم پر از درد است ، محتاجم ، خدایا
بده اشکی که از دریا فقط مرداب مانده
من از روزی که خود را دیده ام تنها ترینم
در این ظلمت سلامت چاره ی سیلاب مانده
تو را من عاشقم ساحل بگیرم تنگ در آغوش
نمیخواهم بمیرم چون که عشقت ناب مانده
اگه خوشتون اومده نظر فراموش نشه ها !!!
[ سهشنبه 03 مرداد 1391 ] [ 21:59 ] [ unfaithful ]
[ ارسال نظر(4) ]
