منم از اینجا میرم.........(نوشته ی خودم)
گفتی از زمونه سیری یه روز از اینجاتو میری
اما من گفتم که بسه مهرت از دلم نرفته
اینهمه غصه و گریه دیگه از سرم گذشته
همه حرفاتو شنیدم غصتو به دوش کشیدم
عشقو با دلم خریدم دیگه از دستش نمیدم
همه ی حرفامو گفتم بازم دلو به عشق تو سپردم
توی این شلوغی محض عشقتو از یادم نبردم
اما توگفتی،هرچی بود تموم شد اشکامم کلی حروم شد
واسه ی رفتن تو،دل حتی از زمونه سیر شد
با خودم گفتم که شاید اگه اون بره بتونه
ارزش منو بدونه بازدوباره بیادوپیشم بمونه
اما حالا دیگه چند سال از اون حرفا و حدیثا
میگذره و ازتو حتی خبری نشد تا حالا
منم از دل و زمونه خیلی وقته سیر سیرم
با خودم گفتم که دیگه منم از اینجا...... میرم


* امیدوارم خوشتون اومده باشه عزیزان
.......نظر یادتون نره ها*
.......نظر یادتون نره ها*
[ دوشنبه 09 مرداد 1391 ] [ 13:32 ] [ unfaithful ]
[ ارسال نظر(4) ]
