بـــــــی وفـــــا

مــن به انــدازه چشمان تو غمــگـین مانـــدم و به انـدازه هر بــرق نگاهــت نگــران /تـــو به انـدازه تنــهایـی مــن شــــاد بمــان

گفـــتم،گـــفت...

گفتم: میری؟
گفت: آره
گفتم: منم بیام؟
گفت:جایی که من میرم جای ۲ نفره نه ۳ نفر
گفتم: برمی‌گردی؟


فقط خندید…..
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت:میری؟
گفتم:آره
گفت:منم بیام؟
گفتم: جایی که من میرم جای۱ نفره نه ۲نفر
گفت:برمی‌گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده!!!

 


[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 22:02 ] [ unfaithful ]

[ ارسال نظر(0) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران